X
تبلیغات
آموزش درس عربی دبیرستان و بویژه کنکور - آموزش درس عربی دبیرستان بویژه کنکور

آموزش درس عربی دبیرستان و بویژه کنکور

آموزش درس عربی بصورت بسیار قابل درک برای تمامی دانش آموزان بخصوص برای آزمون کنکور

                            تعلمّوا العربیةَ لِاَنَها کلامُ اللهِ الّذی یُکَلِمُ  بِهِ  خَلقَهُ

قواعد عربی به دو بخش صرف ونحو تقسیم میگردد

علم صرف غلمی است که ازخصوصیات کلمه صرفنظر از جمله بحث میکند مانند کلمه

(الّذی ) درجمله بالا  که مثلا  اسم است /موصول خاص است مفرد و  معرفه است   .

اما نحو  علمی است که ازنقش واعراب یک کلمه در میان جمله گفتگو میکند  .

در ارتباط با نقش واعراب باید متذکر شوم که نقش همان  فاعل  یا  مفعول و یامبتدا وخبر و...... میباشد    ولی اعراب  همان حرکاتی هستند  که در آخرکلمات معرب می آیند  .  حرکات عبارتند ضمه –ُ-  / کسره  --ِ- / فتحه  --َ- هستند  و لذا حرفی که

حرکت نداشته باشد ساکن است ودارای حرکت نیست .  چنانچه این حرکات در بالا یا

پایین حرف آخر کلمات قرار گیرند عبارتند ازاعراب   رفع –ُ- ( --ٌ- )  که مخصوص فاعل و

نایب فاعل / مبتدا وخبر / اسم افعال ناقصه  وخبر حروف مشبهة بالفعل است  .

اعراب نصب –َ- ۰( --ْ- که مخصوص مفعولها / حال / تمییز /اسم حروف مشبهة بالفعل وخبر

افعال ناقصه /مستثنی به الّا / ومنادای مضاف  است  .

وبالاخره    جر --ِ- ( --ٍ- ) برای   اسمی که بعد از حروف جارّه بیاید و اسمی که مضاف الیه باشد

مانند کلمات مدرسه  و الکوثر در جمله  ( ذهبتُ الی مدرسةِ  الکوثرِ ) که اولی مجرور

به حرف جرّ و  دومی  مضاف الیه و مجرور است .

 قسمت اول صرف / شامل سه کلمه  اسم / فعل / وحرف است

اسم : دارای خصوصیاتی است مانند ( معرب ومبنی واقسام مبنی  //معرفه و نکره //

  مفرد  / مثنی / جمع //  جامد  مشتق //متصرف وغیر متصرف //  اسمهای غیرمنصرف

ضمایر وکاربرد آنها  /موصولات  و اقسام آنها (که بخشی از معرفه ها میباشند)

1:اسم معرفه : اسمی است که برای شنونده مشخص و معلوم باشد در حالیکه اسم نکره

اسمی  است که برای شنونده مشخص و  معلوم نباشد .  اسمهای معرفه عبارتند

1: اسم علم  2:معرفه به ال 3: ضمایر 4: موصولات  5: اسمهای اشاره   6:  معرفه باضافه   .

صفحه 3

1: اسم علم یا ( خاص ) : اسمی است که بر یک نفر یا یک جای معین ویا چیز مشخصی دلالت کند مانند : سعید / محمّد/ فاطمه / مریم /اهواز / بغداد .

نکته : در زبان عربی اسم یا علم است یا جنس ( اسم جنس بر افراد همنوع خود

دلالت دارد  مانند :( مدرسه / قلم /کتاب/ رَجُل / اِمرَاة   ) این اسمها بوسیله ال  معرفه

میشوند مانند   المدرسه / المعلم/ الرچل  و بوسیله تنوین  نکره میشوند مانند  مدرسةٌ /معلمٍ  رچلاً

2:معرفه به ال :اسمیست که شنونده با آن سابقه ذهنی داشته با شد مانند التلمیذ در

جمله جاءَ  تلمیذٌ  و دخل  التلمیذُ الصّفَ  که اولی نکره ودومی معرفه  میباشد

3 : ضمایر: / معرفه اند چون جانشین اسم میشوند 4 :اسمهای  اشاره 5:موصولات

6 : معرفه باضافه   ( ضمایر/ اسمهای اشاره / موصولات در ادامه توضیح داده میشوند)

اسمهای اشاره  اسمهائی هستند که بوسیله یکی از اعضای بدن مثل چشم یا دست به آن اشاره شود   

  وبر دو قسمند اول  اسمهای اشاره به نزدیک که عبارتند از ( هذا (هذانِ /هذینِ ) این وایندو

برای مذکر و  هذهِ ( هاتانِ یا هاتینِ )برای مونث همچنین  هولاءِِ برای مذکر ومونث بمعنی اینان

اشاره به دور : ذ لک مفرد مذکر (آن)  ذا نِکَ یا ذ ینِکَ مثنای مذکر (آندو ) وهمچنین

تِلکَ مفرد مونث( آن ) و تانِکَ یا  تَینِکَ ( آندو ) مثنای مونث وکلمه   اُولئکَ 

 برای مذکر ومونث ( آنان )             ضمناً  کلمه  هُنا  (اینجا ) اشاره به محل نزدیک

 و کلمه  هُناکَ (آنجا )  اشاره به محل متوسط  وهُنا لِکَ  (آنجا ) برای محل دور

موصولات : کلماتی هستند مبهم که ابهام آنها بوسیله جمله ای که بعد آنها میآید از بین میرود

آن جمله را جمله صله میگویند . جمله صله نقش دیگری ندارد واعرابی  نیز نمی پذیرد

در جمله صله معمولاٌضمیری بارز یا مستتر وجود دارد که  ضمیر ( عائد ) نام دارد .

موصولات دو قسمند الف:موصولات خاص یا مختص که دارای شش صیغه میباشند

الّذی ( کسیکه مذکر ) الّذانِ یا الّذینِ (کسانیکه )  الّذینَ ( کسانیکه ) برای مردها

الّتی (کسیکه ) زن    الّلتانِ یا اللّتینِ (کسانیکه ) اللّاتی (کسانیکه )  مونث این کلمات را موصولات خاص گفته اند زیرا  که هرصیغه ای مخصوص شخص خاصی است

 4            ب:موصولات عام عبارتند از مَن : (کسیکه یا کسانیکه )برای همه افراد

مَا : چیزیکه یا چیزهاییکه برای همه اشیاء تذ کر ( مَن ومَا رابا اسمهای شرط ویا استفهام اشتباه نگیرید ولذا در صورتی معرفه اند که موصول باشند نه چیز دیگر

مثال :  اُنظُر اِلَی مَا قََالَ ولا تََنظُر اِلَی مَن قَال  به آنچه گفته میشود بنگر نه به آنکه سخن میگوید در این جمله مَا برای اشیاء و مَن  برای شخص بکار رفته است . مثال دیگر( اِنَّ الانسانَ لَفِی خُسرٍ اِلّا الّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ ).که در این آیه الّذینَ موصول و آمَنُوا  جمله صله میباشد وضمیر واو ضمیر عائد

اما معرفه به اضافه :هرگاه اسم نکرهای به یکی از اسمهای معرفه اضافه شود

 (اسم نکره مضاف واسم معرفه مضاف الیه  باشد)آن اسم نکره هم معرفه میشود)

اسمی که مضاف باشد نه ال میگیرد نه تنوین مانند هذا کتابُ التّلمیذِ که دراینجا

التلمیذ معرفه به ال ومضاف الیه ولذا کتاب معرفه به اضافه  گاهی ممکن است

چند اضافه پشت سر هم بیایند که اگر آخرین  مضاف الیه معرفه باشد همه مضافها معرفه هستند  واگر آخری نکره باشد بقیه هم نکره خواهند بود مانند

ذ لکَ بابُ صَفِّ مَدرَسَةِ مریمَ . چون مریم معرفه است مدرسه /صفّ وباب هم

معرفه میباشند اما در جمله ذلکَ بابُ صف مدرسةِ تِلمیذَةٍ باشد  همه نکره خواهند بود.

  نکته : گفته شد اسم علم همیشه معرفه است بنابراین تنوین و ال دراسم علم علامت زینت هستند نه علامت معرفه ونکره مانند جاءَ علِیٌ   یا  قالَ الحسینُ هر دو اسم معرفه هستند.

 کلمات معرب یا مبنی : مبنی به کلماتی گویند که حرکت حرف آخر آنها در جملات مختلف تغییر پذیر نباشد اما معرب به کلماتی گویند که حرکت حرف آخر آنها در جملات مختلف بنا بر موقعیت آنها تغییر کند .

کلمات مبنی عبارتند از:تمام ضمایر /اسمهای استفهام / اسمهای شرط / تمام حروف/ فعلهای ماضی و امر مخاطب /جمعهای مونث مضارع /فعل مضارع موکَد به نون تَاکِید

کلمات معرب : بیشتر اسمها / 12صیغه مضارع بدون نون تاکید / امر غایب و مثناهای موصولات خاص واسمهای اشار5 

               مَن یتؤکل علی الله فهو حسبه         

ضمایر : ضمایر عربی به دو دسته منفصل ( جدا ) و  (متّصل (پیوسته ) تقسیم میشوند . دسته اول ضمایر منفصل که  به دو دسته تقسیم میشوند . بدینصورت

الف : ضمایر منفصل رفعی که عبارتند از :

هُوَ  /هُما / هُم ----- هِیَ / هُما / هُنَّ       انتَ / انتما / انتُم----- انتِ / انتما / انتُنَ

او/آندو /آنان.......او /آندو/آنان           تو / شما /   شما        تو  /شما /شما  

               انا   متکلم وحده (من)   نَحنُ متکلم معالغیر (ما ) 

این ضمیرها ممکن است بعنوان فاعل یا نایب فاعل / مبتدا /یا خبر واقع شوند

که در هر صورت محلاً مرفوع میباشند .

ضمایر منفصل  منصوب (ادامه در مطلب بعد )

+ نوشته شده در  جمعه 30 بهمن1388ساعت 21:0  توسط مصطفی قارون پور  |