باتو کل برآوردها عالم هستی توفیقی حاصل شده تا بار دیر درخدمت عزیزان باشم، به طریق دیگر ، اکنون که تقریبا ابتدای سال تحصیلی است میخواهم داستانی کوتاه از خاطراتم را که به نظر من میتواند آموزنده باشد بریدنش آموزان عزیز باز گو کتم ، این داستان برای خودم که در آنزمان سال 1342 بسیار کارساز بود ؤ زندگی مرا که درآن زمان شاگردی بی هدف بودم تغییر کلی داد جریان ازاین قرار بود من کلاس سوم دبیرستان بودم درآن سالها دوره ابتدایی شش سال ودوره دبیرستان هم شش سال بود ، سه سال اول دبیرستان عمومی وسه سال دوم درکی ازرشته های ریاضی،طبیعی ادبی تقسیم میشود . درلوس سوم دبیرستان دروس کلی وجامع بود ، یکی از آن درسها درس طبیعی بود که شامل گیاهی ؤ جانوری میشود استاد شخصی شریف ،کم حرف وبروز بود اما  بسیار یبس ؤ همیشه در لاک خود بود  این بزرگوار امتحان ثلث دوم را که گرفت من نمره هفت گرفتم  ناراحت شدم و افسرده خدمت ایشان رسیدم واز أو خواهش کردم تا یکبار دیگر صورت کتبی ویا شفاهی از من امتحان بگیرد خوشبختانه پذیرفت اما بیک شرط وآن اینکه به صورت شفاهی باشد ؤ بیست سؤال بپرسد که اگر تا سؤال پانزدهم یک سوال را اشتباهی جواب دهم  نمره امتحان من  صفر شود واگر تا سوال پانزدهم اشتباهی نباشد تا سوال بیستم ادامه دهد ، منهم پذیرفتم که هفته دیگر آماده شوم به شهادت  همه همکلاسی ها  

روز موعود فرا رسید  خدمت استاد رسیم درحالیکه نفس در سینه بچه ها حبس شده بود  شروع به پرسیدن کرد درحالیکه من آمادگی کامل داشتم سوالات پشت سرهم پرسیده شد ومنهم باخوشحالی جواب میدانم تا سوال چهاردهم کاملا بیاد دارم که پرسید درخت خرما چند پایه است ؟ جواب دادم دو پایه بلا فاصله گفت برو بنشین ،نمره شما صفر شد زیرا خرما یک پایه است ، سرم گیج رفت ؤ مغزم از کار افتاد    درحالیکه تلو تلو میخوردم سرجایم برگشتم دنیا بنظرم تیره وتار شده بود درآن حیض و بیض متوجه شدم که درمیان بچه ها آهسته آهسته سروصدا میپیچید بغل دستیم با آرنج دستش به من میز د بعد که مقداری بهوش آمدم متوجه شدم که اتفاقی افتاده واعتراض همگی بلند شده که درخت خرما دو پایه است  منهم فرا کتاب را باز کردم ؤ متوجه شدم که حق با منست نزدی دیر رفتم ؤ کتاب را به ایشان نشان دادم ولی ایشان همچنان مصر بود که من اشتباه گفته ام بالاخره مجبور شد بپذیرد ولذا به سوالات ادامه داداب وجود خستگی مفرط هجده گرفتم واز آن زمان متوجه شدم که خواستن توانستن است وروش درسخوان منهم عوض شد  وبه لطف خداوند منان ازآن ببعد به دانش آموزی متفاوت تبدیل شدم. ومن الله التوفیق

آ